یک : یا حق با منه
دو : یا تو نمیفهمی که حق با منه
بعد اونوخت باید به جای نخوری زمین ،
می گفتیم نخوری مریخ ؟
این خواننده های جدید رو دیدین چه سبکی دارن ؟
سه دقیقه آهنگ ، سی ثانیه اولش خودش و دوستاش رو معرفی می کنه ،
دو دقیقه وسطش با صدایی شبیه گوسفند دو تا کلمه رو هی تکرار می کنه ،
سی ثانیه آخر باز دوباره خودش رو معرفی می کنه ...
در خیــابان از کنــارم گذشــت ،
و این یعــنی : قتــل غیــر عمـــد ...
* سلام خرداد ، خرداد دوستت دارم ، به خاطر تموم روزای خوبی که واسم رقم زدی ، اون موقع که دبیرستانی بودم ، اون موقع که دنیا رو فقط تو وجود سه تا از دوستام میدیدم ، روزای تلخ و شیرین امتحان ،درس نخوندنا ، بی خیالی ، برنامه های بعد از امتحان ، فالوده و بستنی تو خیابونای داغ کرمانشاه ، سینماهای بدون بلیط ، یه ساندویچ رو چار نفری خوردن ، نوشابه های خنک ، وایسادن تو صف مخابرات و تلفن کارتی ، هیلا، نسترن ، نازی ، دلم واستون تنگ شده ، خرداد بازم میگم دوستت دارم ...
به جهنم !
مگر دریا مرد از بی بارانی ؟
احتمال ابتلا به سرطان رو 45% کاهش میده ...
* بلاگفا ؟ بله با توام .. خواستم بگم خاک بر سرت .
یکی مهندس میشه ...
منم درس عبرت شدم برای بقیه !!!
* یه دوست داشتم تو همین کارخونه سوسیس کالباس کار می کرد ، ولی هیچ وقت ازش نپرسیدم قضیه چیه ... ولی خودش زیاد سوسیس کالباس نمی خورد ...
این توصیه نسل به نسل و سینه به سینه تو خاندان ما گشته تا رسیده به من ،
البته بابام وقتی اینو بهم میگفت پیراهنش خیس بود ،
فکر کنم بابابزرگم اونطور که باید و شاید پیامو نرسونده بود ...
پنج درصدش هم نصیب معدت میشه ؟
یه لقمه درست حسابی نمیشه باهاش گرفت ...
همش نشت می کنه ...
قبلا پشه ها دست و گردن می خوردن ، الان لب میخورن ، ترسم از آینده ست ...
ما هم که خواب سنگین ... والا ...
جواب یه حرفایی فقط یه نفس عمیقه ...
بعد از 6 سال نی نی آوردن ... انقدر کوچولوووااااااا
اینم عکسش ... واسه بهتر دیدن عکس سیوش کنید ...

سرم را نه ظلم میتواند خم کند ،
نه ترس ،
نه مرگ ،
سرم فقط برای بوسیدن دستهای پاک تو خم می شود مادرم ...
* تبریک به تمام مادران سرزمینم ...
لدفن مسئولین پاسخگو باشن ...
لدفن مسئولین پاسخگو باشن ...
تو زندگیت باید به بعضیا بگی
عزیزم من چشم می ذارم تو فقط برو گمشو ...
* برای مخاطبی که مدت هاست نیست ...
آخرین خواسته ام قبل از مرگ اینه که 5 دقیقه بهم وقت بدن هارد کامپیوترم و رم گوشیمو فرمت کنم ،
اگه دست کسی بیفته برا ختم هم نمیگیرن ...
اونایی که بلند می خندند ، بی صدا گریه می کنند ...
* اونوخت من الان عینکی شدم ، وقتی راه میرم همش حس می کنم یه پله جلومه همش میخوام بخورم زمین ...
این جانب از دیروز تا همیشه یک عدد پانی عینکی می باشم ...
نگید نگفتم ...
گناهش گردن خودت ،
آن روز روزه بودم که حسرت داشتن تو را میخوردم ...
نه این ها همش توهم است ،
نه کوه به کوه می رسد ،
نه آدم به آدم ،
حقتان را همان موقع که دم دستتان است بگیرید ....
اگه این مشکل پرتاب شدن ناخن از تو ناخن گیر حل می شد ،
خیلی خوب میشد ،
لدفن مسئولین رسیدگی کنن ...
* دیشب نزدیک بود داداشمو کور کنم ، ناخنم پرت شد تو چشمش .... :دی بعد اونوخت همه داد میزنن میگن تو خونه جای ناخن گرفتنه ؟ بعد اونوخت من موندم کجا برم ؟ برم تو حموم ناخن بگیرم ؟ یا تو راه پله ؟
امروز میخوام تو زندگیم یه خورده تغییر ایجاد کنم ...
بشینم رو تلویزیون و کاناپه تماشا کنم ...
سال ها پیش از این زیر یک سنگ
در گوشه ای از این زمین
من فقط یه کمی خاک بودم
همین ...
* این سه روز اصفهان بودم ...
بعدا نوشت : عکس این گوشه ، اصفهان ...
اون فامیلایی که عیدی منو پیچوندن و فکر کردن من بزرگ شدم
فقط خواستم بگم واگذارتون می کنم به خدا ...
* فعلا عکسمو برداشتم تا اطلاع ثانوی حالم از خودم بهم میخوره ...
حالا حکمت بازی های کودکانه را می فهمم ...
زوووووو تمرین این روزهای نفس گیر بود ...
* این معده درد لعنتی باز برگشته ...
تو خونه ما همیشه یه مسواک مرموز تو دستشویی هست که معلوم نیست صاحبش کیه ...
* موهامو ایندفعه داداشم رنگ کرد باسم ، خیلی خیلی خوب شد ...
خوشبخت ترین آدم ها اونایی هستند که این جمله رو می شنوند :
عیب نداره با هم درستش می کنیم ...
* پاک شد ... نمیخوام از حسم کسی چیزی بدونه ببخشید ...